تبليغاتX
مشق شب

 

دلم که تنگ می شود بهانه اش فقط تویی

به وقت عیش و نوش و غم ترانه اش فقط تویی

 

تو چلچراغ خانه ام تو ساز عاشقانه ام

گهی نظر به ساز کن گهی به کنج خانه ام

 

به قبله گاه سرسرا به زر نوشته نام تو

به کنج محراب دلم به سجده است غلام تو

 

غلام عشق تو منم , منم فقیر بی نوا

تو ای حبیب کبریا بنده نوازی ام نما

 

من از طنین نغمه ات بوی خدا شنیده ام

تو ایه ی  مقدسی به لوح پاک دیده ام

 

به پاکی دلت قسم به روح اطهرت قسم

چو از درت برانی ام به اوج هستی بی کسم

 

به روزگار خستگی به روز دلشکستگی

به نم نم نگاه خود رها کنم ز خستگی

 

به خسته ات نظر بکن که خسته صبوری ام

شکسته دل , شکسته پا , ز رنج و درد دوری ام

+ نوشته شده توسط سهیلا در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت 2:19 |

دفتری خاکستری از مشق شبهای غریبم

صفحه ای ناخوانده از بوران الفاظ عجیبم

 

قصه هایم سرگذشت روزهای بی قراری است

سرگذشتم زیر نویس قصه های ماندگاری است

 

خط به خط معنای ترس و اضطراب و التهابم

فصلی از دلشوره و دیباچه ی غمهای نابم

 

آخر هر جمله ام ممهور اشکی آتشین است

انتهای بغض سردم یک جماعت نقطه چین است

 

شعر تلخم , قصه ام من , شاعری دلخسته ام من

غم که باشد َآخر شهنامه ی پر غصه ام من

+ نوشته شده توسط سهیلا در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 و ساعت 1:33 |