تبليغاتX
مشق شب
 

همه  شب در اين خيالم كه بخوانمت به نامي

چه خيالي، چه گماني كه تو خود حديث جاني.

 

به چه حرفي ، به چه گفتي به چه گويمت كه داني

تو عزيزي، تو كريمي ، همه نور ديدگاني.

 

نفست نفحه صور است و تو آن فرشته خوبي

كه اگر لبي گشايي ، بدهي به مرده جاني.

 

تو به مكتب محبت ،سخن از صفا بگفتي

تو شكوه لحظه هايم تو همان صفاي جاني.

 

تو معلم وفايي، تو مدرس صفايي

تو ز ملك كبريايي ، تو زلال آسماني.

 

ز نوك كلك محبت تو كشيدي الف الفت

تو نويسنده فكرت به جدار لوح جاني.

 

تو به قلعه وجودم دژ مستحكم عشقي

تو به كاروان عمرم رونق و راحت جاني.

 

تويي نيلوفرآبي ، برتر از ياس سپيدي

تو چو گلبرگ شقايق ني كه تو بهتر از آني.

 

تويي سرمشق عطوفت به خط سبز صداقت

تو حديث لطف و خوبي به كتاب آسماني.

 

به كتاب خاطراتم تويي سر فصل محبت

تو كه انديشه پاكي نروي ز دل زماني.

 

+ نوشته شده توسط سهیلا در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:53 |