تبليغاتX
مشق شب
 

از نگاه مهربان مادرم

مي وزد بوي محبت بر سرم

 

تا ببويم عطر مهرانگيز او

يا بپويم شوق شور انگيز او

 

ميدوم همچون غزالي در پي اش

ميشوم آواز نايي در ني اش

 

ساز مادر ، اشك او احساس او

نغمه ي من ، نام پراحساس او

 

مادرم همرنگ باران،رنگ آب

خوب وشيرين ، مثل رويا، مثل خواب

 

مي كشد دست نوازش بر سرم

ميكند آغوش خود را بسترم

 

تشنه ام من ، تشنه ام آواي او

نيست آهنگي به از لالاي او

 

لاي لايش نغمه ي رويندگي است

دل كوير است تشنه ي بارندگي است

 

سايه اش چتر اميدي بر سرم

يارب اين سايه مگيري از برم

 

چشم مادر قبله ي راز من است

قصه هايش شوق دمساز من است

 

زير پاي مادرم خلد برين

آفرين بر خالقش صدآفرين

 

 

+ نوشته شده توسط سهیلا در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 14:50 |