تبليغاتX
مشق شب - زیباترین دریا

ای فروغ روی تو ، مهتاب ِ شب پیمای من

آبی چشمان ِ تو زیبا ترین دریای من

 

ای شده خونین دل ام از سرخی لب های تو

شکّر لب خند ِتو شیرین ترین صحبای من

 

ای که از شهد لب ات بوی بهاران می رسد

خنده ی شیرین ِتو ، آرامش فردای من

 

ای گل نازی که در دشتِ دل ام روییده ای

منّت نازت کشم ای نازنین رویای من

 

مثل نیلوفرِ عاشق ، مثل ِنرگس های مست

من بپیچم دور ساق ات ای گل زیبای من

 

غرق عشقم ، غرق مستی ، غرق آن نازِ نگاه

غرق در رویای عشق ات بگذرد شب های من

 

نوبهاران می شود پاییز شب های دل ام

گرکه باران نگاه ات سر زند صحرای من

 

چون اقاقی بر سر جوی دلم روئیده ای

سایه ات را وا مگیر از قد و از بالای من

 

آه ای سوگند من وقت دعا و احتیاج

سر ز پایت بر ندارم ای بتِ یکتای من

 

صبح ها وقتِ نیایش ، شام گاهان وقت خواب

من ببوسم جای پای ات نازنین شهلای من

 

کاشکی می می شدم ، در جام عشق ات می دویدم

مست ِمست ات می نمود آن ساغر مینای من

 

کاشکی رخ می نمودی ،اشک سردم می زدودی

تا در آغوشت بمیرد پیکر رسوای من

 

کاش بودی ، هستی ام را ، اشک را ، احساس را

می فشاندم زیر پای ات دل بر بی تای من

 

کاش می شد زنده گانی صبر می کرد تا بیایی

حیف باشد بی تو حتی یک نفس در نای من

 

چشم بر در ، آه بر لب ، سوز در دل می تپم

کی فرو بنشیند این تاب و تب از اعضای من ؟....

+ نوشته شده توسط سهیلا در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 23:13 |