دلم که تنگ می شود بهانه اش فقط تویی
به وقت عیش و نوش و غم ترانه اش فقط تویی
تو چلچراغ خانه ام تو ساز عاشقانه ام
گهی نظر به ساز کن گهی به کنج خانه ام
به قبله گاه سرسرا به زر نوشته نام تو
به کنج محراب دلم به سجده است غلام تو
غلام عشق تو منم , منم فقیر بی نوا
تو ای حبیب کبریا بنده نوازی ام نما
من از طنین نغمه ات بوی خدا شنیده ام
تو ایه ی مقدسی به لوح پاک دیده ام
به پاکی دلت قسم به روح اطهرت قسم
چو از درت برانی ام به اوج هستی بی کسم
به روزگار خستگی به روز دلشکستگی
به نم نم نگاه خود رها کنم ز خستگی
به خسته ات نظر بکن که خسته صبوری ام
شکسته دل , شکسته پا , ز رنج و درد دوری ام
+ نوشته شده توسط سهیلا در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 و ساعت
2:19 |
